آیا نظر هر کس محترم است؟

•اکتبر 21, 2009 • ۱ دیدگاه
مدتی است در فکر چیزی هستم. دموکراسی. این عبارت برای اشاره به سیستمی حکومتی به کار می ره. سیستمی که می خوام درباره اش صحبت کنم.
یکی از قواعدی که در دنیای امروز داره به رسمیت شناخته می شه “دیالوگ” است. در قیاس با “منولوگ” این رابطه، بیانی دو طرفه است که در اون افراد مختلف نظرات(تفکرات) خود را دارند و آن را با هم به اشتراک می گذارند. (با بحث و جدل ایرانی اشتباه نشود). در قبیله ای دورافتاده در جنگل های استوایی افریقا مردم اعتقادات خاصی دارند. خدایگان مختلف برای قدرت های مختلف. اما سوال من این است. آیا باید آن را محترم دانست؟
آیا نظر هر کس محترم است؟
در گذار از قرون وسطی به دوران خرد گرایی، تفکرات دینی که خود را بر سیطره ی جهان حاکم می دیدند از هیچگونه خشونتی در حذف حتی فیزیکی نظریات و نظری پردازان دیگر نداشتند. دادگاه های معروف تفتیش عقاید، محاکمات مختلف و خشونتی مثال زدنی از آن دوران که می شناسیم نمونه ای است برای پرداخت ذهنی فضای حاکم.
این روند در سیستم های مستبد نیز ادامه یافت. سیستم هایی که امروز هم شاهد وجود آنها هستیم. اما سوالی مهم در ورای عملکرد این سیستم ها وجود دارد. آیا اندیشه ی همگان مورد احترام است؟
با ساده اندیشی می توان در جمله ای کوتاه به این سوال پاسخ داد؛ “بله عقیده ی هر کس محترم است” یا پاسخی دیگر “بله عقیده ی هرکس برای خود محترم است”
پاسخ دوم منطقی تر به نظر می رسد. در همان قبیله ی دور افتاده عقایدی وجود دارد که مطمئناً برایشان محترم است اما برای ما چه؟ آیا پرستش خدای باروری آنها با مراسمی درخور باید مورد احترام ما هم باشد؟ با چه نگاهی؟
به این دست مثال ها که نگاه می کنم، احترامی برای جشن ها و رسوم خرافی نمی توانم قائل باشم مگر برای مطالعه ی تاریخ تحول بشر. در روستایی گاو آهن به انسان می بندد و خاک را می گردانند و کشوری ابزار مدرن انسان وظیفه ی آن را بر عهده می گیرند. تحول گاو آهن به ماشین در یک شب رخ نداده که انسان را مبحوط کند اما اگر فاصله ی زمانی را کنار گذاریم شاید تعجبی همراه با احترام حس کنیم.
گاو آهنی در اختیار شماست و ماشین.  کدام برای شخم زدن مناسب است؟
عقایدی از عهد عتیق وجود دارند و عقایدی از دوران نو. کدام آن است که پذیرفتنی باشد؟
دمکراسی
شاید بارز ترین مشخصه ی دموکراسی، تکثر عقاید باشد و این خود خطا است. (شاید دموکرات ها این جمله را بهتر بیابند که ” به نظر من این خطاست”)
به کمک ابزار های فوق مدرن امروز به دور و بر خود و به دور تر ها که نگاه می کنیم، عقاید و نظراتی خرافی می یابیم که از ریشه تناقضی آشکار با خرد و انسانیت دارند. دو عبارت که خود توضیحی مفصل می طلبند.
خرد آن چیزی است که بر پایه ی منطق و علم استوار باشد. شاید ریاضیات به عنوان مادر علوم. ولی انسانیت بحثی اخلاقی به وجود می آورد که در فرهنگ های گوناگون فرق دارد. ولی روح مشترکی بر اکثر مکاتب اخلاقی حکم می راند. اگر اخلاق را دارای منشئی از خاک بدانیم و آن را به سوراسرافیل وصل نکنیم؛ عرفی است در جوامع بشری برای حفظ بنیان های اجتماع و زندگی مشترک انسان با انسان. اینکه امروز گونه های دیگر زیستی هم وارد این جرگه شده اند و باعث پدید آمدن رویه ای اخلاقی شده اند بماند.
از بنیان هایی که در دوران مدرن خطری جدی آن را تهدید می کند خانواده است. یکی از قدیمی ترین بنیان های بشر و حتی پیش انسان ها. اینکه این بنیان در نهایت چه خواهد شد مورد صحبت من نیست. اینکه در فرهنگ ما این بنیان قوی تر است شاید. در راستای حفظ این بنیان اصول اخلاقی پدید می آیند و نظم موجود را حفظ می کنند. (آیا لزومی بر حفظ نظم موجود است؟) ولی می توان به خود این اصول هم به دیدگاهی خردگرایانه نگریست.
افکار، برخورد ها و کردار افراد برآمده از این دو زاویه ی دید آنهاست. دید اخلاقی و خرد گرایانه که برآیند آنها گونه های مختلفی از شخصیت را ایجاد می کند. حال آیا باز هم هر گونه فکر و شخصیتی در خور احترام و حفظ حریمی برای وجود است؟
دیدگاهی برآمده از اصول ماقبل تاریخ که در سویه ی مخالف خرد گرایی می نشیند را آیا باید محترم دانست؟ دیدگاهی برآمده از اوهام متکی بر ضد اخلاقیات عرف را چه؟
فکر می کنم تنها می توان آن را محترم دانست که با خرد می نگرد و اصولی کلی را که برآمده از امروز است رعایت می کند. چه بخواهیم و چه نه در امروز زندگی می کنیم. سایر دیدگاه ها نمی توانند محترم باشند چون نقیصه ای سنگین را با خود این سو و آن سو می کشند که از یکی از دو موئلفه برمی آید.
آیا دیدگاه هر فرد جز خودش باید برای سایرین هم محترم باشد؟ آیا حقیقا چنین است؟

وبلاگی که خاک گرفته

•اکتبر 18, 2009 • یک نظر بنویسید
این وبلاگ خاک گرفت هنوز بازدید داره. شاید کمی غبارش رو پاک کنم

ای دریغا وطن من

•آگوست 18, 2009 • یک نظر بنویسید
ای داد و دریغا وطن من  وطن من

زدند و کشتند و تجاوز کردند و سوزاندند

like it 2

•نوامبر 12, 2008 • یک نظر بنویسید
what-2

این گروه رو دوست دارم
I love this Band

با عرض ندامت. امروز وارد بیست و سومین سال زندگی می شوم

Like-it-1

•نوامبر 11, 2008 • یک نظر بنویسید


این رنگ رو دوست دارم!

هستم!

•اکتبر 29, 2008 • یک نظر بنویسید

مینیمالم پس هستم!

Murdered

•اکتبر 2, 2008 • یک نظر بنویسید

On the night of 8 December 1980, Lennon was shot four times in the back (the fifth shot missed) in the entrance hallway of the Dakota by Mark David Chapman. Lennon had autographed a copy of Double Fantasy for Chapman earlier that same night.[183]

Lennon was pronounced dead on arrival in the Emergency Room at the Roosevelt Hospital at 11:15 p.m. On the following day, 9 December 1980, Ono issued a statement: “There is no funeral for John. John loved and prayed for the human race. Please pray the same for him. Love, Yoko and Sean.”[184] Chapman pleaded guilty to second degree murder and was sentenced to 20 years to life. He is still in prison, 27 years since his arrest, having been denied parole five times.[185][186]

Two days after his death, Lennon’s body was cremated at Ferncliff Cemetery in Hartsdale, New York. Ono kept his ashes.[187]

Wiki

Know more about Yoko Ono Lennon. what is she doing now? check it out here.

مزدک

•سپتامبر 28, 2008 • یک نظر بنویسید

مزدک پسر بامداد ازمردم استخر فارس، درگذشته در۵۲۴ یا ۵۲۸ پس از میلاد بود. وی در نیمه قرن پنجم میلادی نهضت اجتماعی مهمی ایجاد کرد که از آن به عنوان کمونیسم ایرانی یاد کرده‌اند. شهرت مزدک مقارن شاهنشاهی قباد ساسانی به اوج رسید. اوضاع مملکت در این زمان سخت آشفته بود و هبتالیان از جانب مشرق و شمال پی در پی به ایران هجوم می‌آوردند. کشمکش‌های شدید و خونین مذهبی بین موبدان زرتشتی و یهودیان، فرقه‌های مختلف مسیحی با یکدیگر و دولت ایران با مسیحیان که آنان را عوامل امپراتوری روم می‌دانست، در جریان بود. خشکسالی‌های پیاپی نیز مردم گرسنه و محروم را به عصیان وامی‌داشت. مزدک بر پایهٔ آموزه‌های مانی
در باب آفرینش و جهان دیگر معتقداتی ویژه داشت. وی به دو اصل نور و ظلمت و
رهایی نهایی نور معتقد بود و می‌گفت انسان باید از علایق دنیوی بپرهیزد تا
هرچه بیشتر به رهایی نور از بند ظلمت ماده یاری داده باشد. اما وی به خلاف
مانی ازدواج را منع نمی‌کرد و داشتن یک همسر را کافی می‌دانست. مزدکیان
همچینین گیاهخوار بودند و باور داشتند که با کردار نیک و بدون انجام امور ظاهری دینی می‌توانند رستگار شود.[۱]

از نظر اجتماعی مزدک از استاد خود، زرتشت خورگان، پیروری می‌کرد که سال‌ها در بیزانس به سر برده بود و با کتب فلسفی یونان از جمله جمهور افلاطون
آشنایی داشت. مزدک با توجه به جنبه علمی این معتقدات می‌گفت خداوند مواهب
حیات را برای استفاده همگان آفریده‌است. اما حرص و زیاده خواهی و انباشتن
مال به خشونت و بدرفتاری و نابرابری می‌انجامد. این گونه باورها با نظام
اجتماعی عصر ساسانی
به هیچ روی سازگار نبود. زیرا در آن جامعه، طبقات از یکدیگر جدا بودند و
کسی نمی‌توانست، ولو به لیاقت و استعداد، از حد اجتماعی خود تجاوز کند.
مزدک که سخنوری ورزیده بود و نفوذ کلام بسیار داشت به هواخواهی مردم
مستمند از درباریان می‌خواست که دست به تعدیل ثروت زنند.

بدین ترتیب، نهضت مزدک به انقلابی اجتماعی تبدیل گردید و، با آن که
مزدک پی روان خود را از ستیز و کینه جویی منع کرده بود، کار به خشونت و
افراط کشید. اما آنچه که از آن به عنوان اشتراک در زن و خواسته نام برده
شده‌است نه دزدیده شدن زنان حرمسرا بوده و نه دزدی مال و اموال نجبا چرا
که مزدک خود روحانی معتقدی بوده‌است. آنچه که در این قیام رخ داد واکنش
روستاییان به فشار و ظلمی بود که بر آنها می‌رفت. علاوه بر آن آیین عیاشی
دسته جمعی به سبب آنکه از آیینهای باستانی روستاییان بوده در میان آنان
مرسوم بود. در این میان بعضی نجبا نیز به صف مزدکیان پیوستند. قباد،
شاهنشاه ساسانی، نیز خود با اصلاحات اجتماعی موافق بود و از مزدک حمایت
می‌کرد. اما بعدها بر اثر وقایعی تغییر رای داد. در پایان شاهنشاهی قباد،
پسرش خسرو اول، که بعدها انوشیروان
لقب گرفت، مجلس مناظره‌ای ترتیب داد که در آن روحانیان زرتشتی و مسیحی
حریف مزدکیان بودند. مزدکیان مغلوب و قتل عام شدند. گفته‌اند که در یک روز
دوازده هزار مزدکی کشته شد. کتاب‌های ایشان را سوزاندند و اموالشان را
مصادره کردند.

اما افکار مزدک پس از او قرن‌ها همچنان پنهانی دوام داشت و انتشار
می‌یافت. نیم قرن پس از او، پسر خاقان بزرگ ترکان غربی، به همراهی فقرا و
محرومان اطراف، بخارا را متصرف شد و زمین داران و بازرگانان بزرگ را مجبور به فرار کرد اما خود نیز سرانجام سرکوب شد. برخی از محققان، سلمان فارسی، صحابی بزرگ پیغمبر اسلام را نیز از خاندانی مزدکی دانسته‌اند. در قرن هشتم میلادی نیز در خوارزم براساس عقاید مزدک عصیانی صورت گرفت که دیری نپائید و از هم پاشید.

تصویر روز نجوم، یکساله شد

•سپتامبر 22, 2008 • یک نظر بنویسید
امروز، اول مهر و روز اعتدال پاییزی است. با امروز یک سال می شود که تصویر روز نجوم فارسی شروع به فعالیت کرده و در طول این مدت هر روز یک عکس نجومی به همراه توضیحات فارسی را روی خروجی خود قرار داده است.
موضوع آشنایی من با «تصویر روز نجوم» بر می گرده به تابستان سال پیش. سازمان فضایی ایران همایشی برگزار کرده بود درباره ی علمی نویسی در محیط وب که بیشتر مربوط به نجوم می شد. در اون همایش آقای تفرشی ناظمی هم حضور داشتند. بعد از صحبت ها و سخنرانی ها قرار شد افراد حاضز در همایش که عمدتاً خودشون صاحب یک وبلاگ یا وبسایت نجومی بودن، صفحات خودشون رو معرفی کنن تا با استاندارد های معرفی شده سنجیده بشه. من از مدتی پیشتر شروع به ارسال روزانه ی مطالب سایت «تصویر روز نجوم» انگلیسی به فارسی در وبلاگ خود کرده بودم. در لابلای این مجموعه پست ها، گاهی مطالب دیگه ای هم می ذاشتم. چون تنها بودم این کار حقیقاً مشکل بود. وقتی آدرس «گیتی بلاگ» رو برای اینکه روش قضاوت بشه گفتم و بلاگ لود شد. کمی درباره ی شکل صفحه آرایی و مسائل فنی و نوع نوشته ها صحبت شد و البته این قضیه ی عکس های روزانه هم چیزی بود که مورد توجه قرار گرفت. بعد از اتمام همایش که رفتم با آقای مولاوردی صحبتی کنم، آقای تفرشی هم حضور داشتند. اینجا بود که بهم گفتن: داریم با جمعی سعی م یکنیم سایت فارسی «تصویر نجومی روز» را راه بیندازیم، شما هم مایل هستید به این جمع بپیوندید. خب من بدون اینکه تعلل کنم جوابم رو دادم: «بله معلومه که می خوام باشم»
اینطور بود که با «تصویر نجومی روز» فارسی آشنا شدم. افرادی که برای تولید محتوی این سایت دور هم جمع شده بودند رو می شناختم. اکثر افرادی بودند که در سایت قبلی مجله ی نجوم باهم کار کرده بودیم. کار به طور آزمایشی از مهر ماه شروع شد. قرار بود سه ماه کار آزمایشی داشته باشیم و بعد رسما کار رو شروع کنیم.
در اون روزها، من(بابک سلطانی)، ایلیا تیموری و بهزاد هوشمند روی سایت کار می کردیم. من و ایلیا هر کدام دو روز در هفته و بهزاد سه روز دیگر را ترجمه می کردیم و زحمت ویرایش علمی و زبانی بر عهده ی خانم شیوایی بود. مدتی بعد برای اینکه کار ویرایش بهتر انجام بشه و فشار روی خانم شیوایی هم کمتر بشه پیمان اکبرنیا هم به عنوان ویراستار به جمع اضافه شد. البته در تمام این مدت آقای ناظمی هم ویراستار تمام مطالب بودند و بر کار نظارت می کردند و آقای تفرشی هم که خب دیگه نیاز به توضیح نداره کسی بود که تمام کار را جلو می برد و راه انداز اولیه بود.
در طی ماه اول ابتدا فقط متن را ترجمه می کردیم. متن ها از یک روز قبل یا دو روز قبل به دستمان می رسید و آنها را ترجمه و آماده ی انتشار می کردیم. به همین دلیل برخی متون اولیه ی سایت لینک ندارند که بعدا تصحیح شد. قرار بر این بود که تا قبل از ساعت 12 ظهر یا 1 بعد از ظهر به وقت ایران سایت به روز شده باشد. خود سایت مادر حدود ساعت 9 صبح به وقت ما به روز می شود. خانم اسکندری هم مدتی بعد به جمع افراد فعال روی سایت پیوستند. در کل تا امروز 364 عکس نجومی به همراه 364 بند توضیح فارسی در «تصویر روز نجوم» قرار گرفته است. (364، بخاطر اینکه یک روز به دلیل تغییرات فنی سایت کار نکرد).
یک سال گذشت و الان کار سایت فارسی کاملا روی روال افتاده. از الان می تونم 5-6 سال آینده رو تصور کنم که پایگاه «تصویر روز نجوم» تبدیل می شه به یکی از منابع و مراجع کامل نجوم در ایران. پایگاهی که در صحت مطالبش نمی شه کرد و آنقدر مطالب گوناگون در حیطه ی نجوم و فضا داره که می تونه به عنوان یک مرجع برای هر کس مفید باشه. این دقیقا اتفاقی است که برای سایت مادر افتاده.

تصور کن جهانی دیگر گونه ممکن است

•سپتامبر 22, 2008 • یک نظر بنویسید

تصور کن جهانی دیگر گونه ممکن است


نمایی از یادبود جان لنون