گودر تغییر کرد و در رقابت با فیس بوک با گوگل پلاس ادغام شد.(بخشی از امکاناتش) کلی اعتراض کردند. رادیو فنگ راه افتاد. باید دفاع کنم از پایان نامه ام. پروژه ی برگزیده. حس و حال شادی ندارم. خطر جنگ هست. تهدید شده ایم. می گویند می زنیم. که را و کجا را و ما چه می شویم اما نمی گویند. به خاک سیاه می نشانندمان. اگر بزنند. اگر.
نقطه و سر خط
•اکتبر 15, 2011 • نوشتن دیدگاهانسان ها را با بویشان به خاطر بسپر
فراموشت نمی کنم
این ماند از ما
یک نقطه و سر خط
و قلب هایی که با یاد دیگری، می تپد
پادشاه درختان
•فوریه 25, 2011 • نوشتن دیدگاه
«پادشاه درختان» (King of the Limbs) آلبوم جدید گروه Radiohead است که نزدیک یک هفته است که منتشر شده و داد و بیداد های زیادی هم بلند کرده.
خیلی ها از آلبوم قبلی نظرشون این بود که ردیوهد داره از دوران اوجش فاصله می گیره ولی به نظرم حقیقت چیز دیگه ایه. راک های سالهای پایانی قرن بیستم گیتار محور هستن و ردیوهد هم از همینجا شروع کرد. با آهنگ هایی مثل Creep که شکل جدیدی رو نشون دادن. آهنگ هایی مثل Street spirit، High and Dry، Just، Nice Dream، Paranoid Android، Let Down، Exit Music و خیلی های دیگه سیلی از کارهایی بودن که تعلق خاطر شدیدی به گیتار داشتند. اما در آلبوم های بعدی با آهنگ هایی مثل Everything in Its Right Place، Treefingers، Idioteque، Morning Bell، Motion Picture Soundtrack در سال 2000 ردیو هد صداهایی جدید و نواهایی تازه رو وارد کارهاش کرد و همینطور هر چه جلو تر اومد بیشتر و بیشتر این صداها رو تقویت کرد. شاید این از خصوصیات بارز ردیوهد باشه که تونسته خودش رو با دنیای جدید وفق بده. گوش هایی که به شنیدن صداهای دیجیتال عادت کردن. در آلبوم «در رنگین کمان» گروه سبک جدید خودش رو به بلوغ رسوند و کار های زیبایی مثل Nude و Reckoner همچنان تعادلی بین گیتار و صداهای نویی بودن اما در «پادشاه درختان» ورق به سمت موسیقی دیجیتال برگشته بیش از هر چیز صداهای غیر معمول ردیوهدی رو می شه شنید صداهایی که از ترکیب کارهای گرین وود و تام یورک پدید اومدن. اگر کارهای عجیب و زیبای جانی گرین وود رو در «Body Songs» و ریتم های بی نظیر یورک رو در «The Eraser» کنار هم بذاریم، بهتر می شه فهمید این سبک نو از کجا در اومده.
در جای جای موسیقی صدای یورک شنیده می شه جدا از ترانه که خونده می شه این صدای انسانه که موسیقی رو هم شکل می ده. مثل برخی کارهای Bjork و Sigur Ros. صدای یورک با فرکانس های بالا تاثیر عمیقی می ذاره مثل بخش هایی از Nude. اما برای این آلبوم طبق معمول دفعات گذشته، بار اولی که اون رو گوش کردم متعجب بودم ولی به طور مشخصی بهترین کارهای آلبوم قبلی در این مجموعه فرسنگ ها به جلو هل داده شده بودن و کارهایی مثل Lotus Flower و Codex و Give Up the Ghos کار هایی هستن که من رو زودتر از بقییه جذب کردن. طبق تجربه احتمالا یکی یکی نوبت بقییه ی کارها هم خواهد رسید. ابتدا باید گوش با این سبک نو آشنا بشه. ولی کارهای عجیبی مثل Feral هم در این آلبوم هست که فکر می کنم بهترین توصیفش همون عجیب باشه. دست کم فعلا.
در مجموع شدیدا گوش کردن این آلبوم رو پیشنهاد می کنم ولی اگر طرفتار راک سنتی و گیتار هستین شاید خیلی راضیتون نکنه. صدای قوی گیتار بیس رو مثل آلبوم قبل اینبار هم می شه با خوبی شنید و ترکیب های جدید واقعا زیبا و هوشمندانه تنظیم شدن.
ردیوهد انگار تصمیم نداره که متوقف بشه داره به جلو می ره و طرفدارانش رو هم به دنبال خودش می کشه.
بدون فيس بوك
•ژانویه 15, 2011 • نوشتن دیدگاهديروز فيس بوكم رو دي اكتيو كردم.
خيلي جالبه. دارم توييت مي كنم، گودر ي خونم، بلاگ مي خونم و انگار دوباره زندگي رو از سر گرفتم.
فيس بوك با همه ي اعتياد آور بودنش آدم رو از زندگي مي ندازه.
البته بايد درس بخونم براي همين دي اكتيو كردم ولي خب خيلي خوبم. راضيم
ما
•نوامبر 4, 2010 • نوشتن دیدگاهاین بار که به خودت آمدی در میانه ی این متن انتظاری عجیب خواهی داشت از خودت.
چه انتظاری داری؟ غر زدنی دیگر؟ این هوای مرده و آفتاب سردی که در این فصل سرد می تابد برات کافی نسیت؟ باید حتما از غر غر های بی سر و ته یک ذهن بیمار هم بشنوی؟ کسی که آزارت می دهد و تو باز مشتاقی که ادامه دهی.
یک بند تمام شد و حالا حتما داری با خودت فکر می کنی تا کجا می خواهد ادامه پیدا کند. این که تو تصمیم بگیری مهم است. تصمیم تو ادامه را ممکن می سازد. پیش از هرچیز به هر حال تو خواننده ی منی. تعیین می کنی که چه چیز و چگونه نوشته شود. حالا حقیقا چیزی در ذهنت هست که نمی دانی باید بهش توجه کرد یا نه. “این یک نوشته ی بی سر و ته دیگر است” خب اقلا این برداشت توست. تو می توانی هر آنچه را که بخواهی برداشت کنی. من هم قصد ندارم بگویم که این برداشت درت است یا غلط. من از اینکه از درون مغز تو نگاه می کنم لذت می برم. اینکه می توانم جای تو باشم و نادانسته عبارات و جملات بعدی را پیش پیش با تو بگویم لذت می برم. مگر همین کافی نیست؟
هر دفعه که آمدی، اینجا چیزی بود و انگار این تصمیم تو هر بار، پاسخی درخور داشت اما اینبار تو باید حرف بزنی. دستت را رو کنی. بگو ببینم الا برای چه این همه دور و بر من می پلکی؟ چه چیز باعث می شود خیال کنی مستحق هستی که اینگونه زیر و رو کنی و همین فکر که الان در ذهنت است اصلا مجاز است؟
گستاخ؟ اوه آره من گستاخانه حرف می زنم با تو. تو که خواننده ی منی. ولی می دانم تو این سطر های را رها نخواهی کرد به امید پایانی که شاید بهتر باشد. “بذار تا آخر بخونم ببینم این چی داره می گه” خیلی سریع و بی قش نوشته شد و حالا تو داری فکر می کنی که چه فایده؟
آیا گمان می کردی با غر غری دیگر طرفی و حالا پای خودت گیر ماجراست؟ نه نمی توانی انگار کنی تو از اینکه یک پایت اینجا بسته شده کمی در دل خشنودی. آخر بالاخره پا به درون من گذاشتی. اگر نه هدفت این بود پس چرا ادامه می دهی؟
نویسنده ای که تحت تاثیر قرار گرفته باشد بهتر از این نمی تواند از تو و درونت بگوید لازم است از خودت باشد و بشناسدت یا دست کم خالق تو باشد که بتواند در درونت تدخل و تصرف کند. وقتی با سری ثابت و تنها حرکت نگاهت خطوط را پایین می روی من چه می توانم بگویم. اگر خودم خالقت بودم دست کم چیزکی درباره ات می دانستم. که مثلا داری الان با خودت فکر می کنی که هدفش چیست؟ و چرا؟
خب حالا با خودت بگو که پایان نزدیک است در چند خط بعد نقطه ای و خواهد بود و صفحه ی سفید اما تو خوب می دانی که تازه بعد از پایان این نوشته شروع می شود. درون تو موتور هایت به کار می افتند و حالا تویی که جای من می نویسی. با خودت می گویی و یک لحظه هم گمان نمی بری این همانی است که من نوشته ام و تو حالا در درونت می خوانی. به راستی من کیستم؟ خالق تو؟
ما تنها لحظاتي در زمانيم
•سپتامبر 6, 2010 • 2 دیدگاهبراي نخستين بار
•سپتامبر 6, 2010 • نوشتن دیدگاهو براي نخستين بار در 15 دقيقه سرور دانشگاه اجازه ي ثبت 8 عدد 4 رقمي را به عنوان مشخصه به من داد.
مي دونيد كه ثبت 8 تا عدد چهار رقمي خيلي سخت و وقت گيره!
نمي دونم پهناي باندشون چقدره ولي با ر رهبري و اينا… با اين همه ترافيكي كه در روزهاي ثبت نام هست خب چرا كمي به اين سرور بدبخت نمي رسين آخه.
اين همه پول مي گيرين خب فكر ما هم باشين اقلا.
بگذريم. اين شد برنامه ي اين ترمم:
سيستمهاي خبره
اصول طراحي واسط كاربر
معادلات ديفرانسيل
آمارواحتمالات مهندسي
روشهاي محاسبات عددي
آزمايشگاه معماري كامپيوتر
كارگاه عمومي
آزمايشگاه پايگاه داده ها
آزمايشگاه سيستم عامل
تا ببينيم كه چي مي شه…

